عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
یه دختر كور توی این دنیای نامرد زندگی میكرد. این دختر یه دوست پسر داشتكه عاشقش بود.
دختر همیشه می گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم
یه روز یكی پیدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتی كه دختره بینا شد
دید كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو.
پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش من شرط عشق و به جا آوردم.
RSS
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.