نوشته شده توسط : dejpol

یه دختر كور توی این دنیای نامرد زندگی میكرد. این دختر یه دوست پسر داشتكه عاشقش بود.

دختر همیشه می گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم

یه روز یكی پیدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتی كه دختره بینا شد

دید كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو.

پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش من شرط عشق و به جا آوردم.
 




:: بازدید از این مطلب : 830
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : شنبه 17 تیر 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا